السيد الخميني
14
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى )
در ضمن ارائهء علاج ، معالِج باشد و كتاب ، خود ، دواىِ درد باشد نه نسخهء دوانما . طبيب روحانى بايد كلامش حكمِ دوا داشته باشد نه حكم نسخه ، و اين كتب مذكوره نسخه هستند نه دوا ، بلكه اگر جرأت بود مىگفتم : « نسخه بودن بعضى از آنها نيز مشكوك است » ، ولى از اين وادى صرف نظر كردن أولى است . نويسنده ، راه نوشتن كتاب اخلاق را باز كردم كه اگر عالمى نويسنده و قادر بر تقرير و تحرير پيدا شد ، اين طرز بنويسد ؛ نه آنكه خودِ من را چنين قدرت ، يا قلم شكستهام را اين توانايى ، يا قلب ظلمانيم را اين بينائى است . و معلوم است اشكال نمودن سهل است ، ولى حلّ آن كردن مشكل است ، و ما از خداى متعال توفيق مىطلبيم كه قلب سخت ما را نرمى دهد و اخلاص را نصيب فرمايد كه شايد از اين نوشتهء نالايق دلى به دست آيد ؛ إنَّهُ وَلِيُّ الْفَضْلِ وَالْإنعام .